مرتضى مطهرى
72
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
هزار راهىها قرار مىگرفته ، از ميان آنها يكى را كه مناسب بوده اختيار مىكرده ، باز در قدم دوم سر دوراهى ، سه راهى ، دهراهى ، هزار راهى بلكه يك ميليون راهى قرار مىگرفته ، باز راه مناسب را انتخاب مىكرده ، باز همين جور و باز همين جور . اين عبارت است از نوع نظمى كه از وجود علت غايى حكايت مىكند . ما به همين دليل است كه به هيچ قيمتى حاضر نيستيم كه بدون علت غايى وجود بسيارى از چيزها را در اين عالم بپذيريم . مثلا مؤلفى كتابى را تأليف مىكند ، مقالهاى مىنويسد ، آيا شما نمىگوييد كه اين نويسندهء مقاله - احيانا اگر مقالهء خوبى باشد - مرد باسوادى است ؟ مىگوييد مرد باسوادى است ، مرد با ذوقى است . از شما مىپرسم سواد يا ذوق و معلومات را در اشخاص از كجا اطلاع پيدا مىكنيد ؟ مستقيما مىشود انسان معلومات و ذوق يك كسى را احساس كند ، مشاهده كند ؟ نه ، ذوق يك امرى است كه با چشم ديده نمىشود ، با دست هم لمس نمىشود ، حتى با چشم مسلح و ابزار هم نمىشود تشخيص داد و هر كسى هم تشخيص داده از آن راه نبوده . ما سعدى را كه مىگوييم شاعر بسيار با ذوقى بوده ، ذوق سعدى را از كجا ديديم ؟ ما فقط اين اثر را مىبينيم ، وقتى اثر را مىبينيم ، مىبينيم اثر يك اثرى است كه اگر سعدى يك آدم كودن مىبود ، يك آدم بىذوق مىبود ، يك آدم بىفهم مىبود ، خود به خود چنين آثارى از او به وجود نمىآمد . حالا ما راجع به خلقت عالم ، خلقت موجودات بايد مطالعه كنيم ، ببينيم در به وجود آمدن اين اشياء ، همين انسانى كه الآن ما داريم مىبينيم ، همين گياههايى كه الآن داريم مىبينيم ، بلكه تمام نظاماتى كه در عالم هست از منظومهء شمسى خودمان گرفته تا بالاتر در هر جاى عالم ( 1 ) ، آيا اين تشكيلات و نظمى كه الآن وجود دارد تنها علت فاعلى برايش كافى بوده ؟ يعنى همينكه نيروهايى وجود داشته باشد ، بدون اينكه اين نيروها خودشان داراى شعور و ادراك و فهم باشند ، بدون اينكه وسيلهاى را از ميان صدها هزار وسائل براى يك هدف انتخاب كنند ، بدون اينكه يا خودش شعور داشته باشد يا يك قوهء شاعر او را تحت اداره و ارادهء خودش قرار بدهد ، آيا عالم قابل توضيح است يا نه ؟ مثلا ما همين مقدار كه ( البته اينها مثالهاى خيلى سادهاى است )
--> ( 1 ) . اگر ما فقط در يك قسمت هم مطالعه كنيم كافى است ، چون در يك جا كه دليل پيدا كنيم كافى است در همه جا پيدا كرده باشيم .